تبليغاتX
روح نماز-قرآن وعترت-اهل بیت
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
فوايد و آثار نماز(2)

Tefila

كسي كه دعا و نماز مي‏خواند بايد چشمانش را پائين افكنده و قلبش را متوجه بالا سازد و بايد نزد خود چنين مجسم كند كه خداوند مقابل او است چنان كه در كتاب مزامير داود (تهيليم) فصل 16 آيه 8 مي‏فرمايد: «خداوند را هميشه پيش روي خود مي‏دانم». در تلمود؛ براخوت، 28 ب آمده است: «هنگامي كه شما دعا و نماز مي‏خوانيد بدانيد كه در حضور چه كسي ايستاده‏ايد». دانشمندان يهود دعا و نماز را چيزي بزرگ‏تر و والاتر از درخواستي براي رفع احتياجات مادي مي‏دانند. در عين حال كه تقاضاهاي زندگي جسماني را از ياد نبرده‏اند ايشان دعا و نماز را به عنوان واسطه‏اي براي ارتباط با خدا و گسترش پا‏ك‏‎ترين و عالي‏ترين احساسات و انگيزه‏هاي طبيعي به كار مي‏برند. در نظر ايشان، عبادت و خواندن دعا و نماز ورزشي است روحاني براي افزودن قدرت روان، بدين نيت كه روح فرمانده زندگي و ارباب و سرور جسم شود.

«نيچه» مي‏نويسد انسان همچنان كه به آب و اكسيژن نيازمند است به خدا نيز محتاج است. روح نيمش عقل است و نيم ديگرش احساس، ما بايد هم زيبايي دانش را دوست بداريم و زيبايي خدا را.

«الكسيس كارل» مي‏گويد: آثار نيايش و رسم پرستش و دعا كردن در جامعه وقتي رو به ضعف و فراموش شدن مي‏گذارد مقدمات انحطاط و عدم مقاومت ملت و جامعه را فراهم مي‏كند. بنابراين جامعه با از دست دادن عمل پرستش و نيايش مزاج خود را براي رشد ميكرب انحطاط ، متلاشي شدن، تجزيه و ضعف اجتماع آماده مي‏كند او مي‎‏گويد روم باشكوه و متمدن قديم را، دوري مردمش و متروك ماندن سنت ديرين بشري در پرستيدن، رو به ضعف و ذلت برد.

محققين روانشناسي از روي آمارهاي ممالك مختلف به اين نتيجه مسلم رسيده‏اند كه تعداد نسبي انتحار و قتل و طلاق و اعمالي كه در هيجان‏هاي ياس و غضب انجام مي‏شود در اقوام معتقد و مومن خيلي كمتر از محيط‏هاي بي‏ دين و لاقيد است.

لغت نماز و دعا در زبان عبري تفيلا گفته مي‏شود و از ريشه (پيلِل) به معني مجادله گرفته شده است چنان كه در تهيليم (زبور داود) فصل 106 آيه 30 آمده است: «پينحاس (نوه حضرت هارون) ايستاد و داوري نمود نماز و دعا كرد و مرگ و مير قطع گرديد». در تلمود؛ سنهدرين 82 اين جمله را چنين تفسير كرده‏اند: پينحاس مثل اين كه با خدا مجادله كرد و درباره وبائي كه قوم را كشتار مي‏كرد از خداوند توضيح خواست بنابراين هيتْپَلِل يعني تقديم اظهارنامه درباره مطلبي به پيشگاه قاضي عالم در عاليترين دادگاه و در سِفر پيدايش حضرت ابراهيم را مي‏بينيم كه درباره افراد سِدُوم با خداوند به صورت مجادله و مانند يك وكيل مدافع با قاضي كل عالم بحث مي‏كند و نمونه جالب ديگر دعا حضرت موسي است كه مانند وكيل مدافع شجاعي از قوم اسرائيل دفاع مي‏كند و در سفر خروج فصل 32 آيه‏هاي 11 و12 و 13 چنين آمده: «موسي، به درگاه خداوند خداي خود التماس نموده، گفت: خداوندا چرا خشمت بر قومت افروخته شده است اين قومي كه با قدرت عظيم و با نيروي قوي از مصر بيرون آوردي چرا مصريان بگويند از روي سوءنيت آنها را از مصر بيرون آورد تا اين كه آنها را در بيابان بكشد ... .

در طرف مقابل دعاي ساير انبياء به صورت مجادله با خداوند نيست، بلكه درخواست آنها به صورت التماس و تضرع است يعني به درگاه خداوند بخشنده و مهربان روي آورده و طلب رحمت و بخشايش مي‏نمايند. اين نوع نماز را به نام (تفيلت ويدوي) يعني اعتراف و اقرار به گناه خوانده مي‏شود. در بيشتر قرباني‏هايي كه (در دوران معبد مقدس) تقديم مي‏شد صاحب قرباني دست‏هاي خود را روي سر حيوان مي‏گذاشت و مطالبي اداء مي‏كرد و سپس مبادرت به قرباني مي‏نمود و حال كه اجراي مراسم قرباني امكان‏پذير نيست اين مطالب جزء دعا و نمازهاي روزانه گرديده است.

دانشمندان يهود عقيده دارند كه اجداد مقدس ما حضرت ابراهيم و اسحق و يعقوب بنيان‏گذاران زمان نمازهاي روزانه بوده‏اند. حضرت ابراهيم نماز صبحگاه را بنيان گذاشت. «پيدايش فصل 22 آيه 3: ابراهيم بامدادان سحرخيزي كرد .....» و حضرت اسحق نماز نيم‏ روز را «پيدايش فصل 24 آيه 63: قبل از غروب اسحق براي راز و نياز كردن (با خدا) به صحرا رفت..... ». حضرت يعقوب نماز شامگاه را. پيدايش فصل 28 آيه 11: در آن محل (محل كوه موريا كه حضرت اسحق براي قرباني به آنجا برده شد) نماز خواند و نظر به اين كه آفتاب غروب كرد آنجا منزل نمود...».

بني‏اسرائيل در مصر نيز نماز مي‏گذاشتند و دعا مي‏خواندند چنان كه در سفر خروج فصل 2 آيه 23 اين طور آمده: يعني «پس از مدت مديد (كه فرزندان ييسرائل از گل‏كاري و خشت‏زني رنج مي‏بردند) واقع شد كه پادشاه مصر درگذشت. فرزندان ييسرائل از آن بندگي ناليدند و از عذاب فرياد ‏زدند. فرياد شكايت آنها از بندگي به درگاه خداوند رسيد».

در كتاب دانيال فصل 3 آيه 11 مندرج است: حضرت دانيال روزانه سه مرتبه پنجره خانه خود را رو به بيت‏المقدس (اورشليم) باز مي‏كرد و به زانو مي‏افتاد و با سجده به درگاه خداوند نماز مي‏گذاشت. اين نماز با تسبيح و مدح شروع مي‏شد و با شكرگذاري خاتمه مي‏يافت.

از نماز و دعاهاي حضرت موسي در تورات زياد بازگو شده است از جمله در كتاب تثنيه فصل 3 آيه 24 و 25 آمده است: «يعني خداوندا تو شروع كردي كه بزرگواري و قدرت زيادت را به بنده‏ات نشان دهي چون كه كدام نيروئي در آسمان و زمين وجود دارد كه كارها و دلاوري‏هاي تو را انجام دهد. تمني اين كه (اجازه دهي از رود اردن) عبور نمايم و آن سرزمين خوبي را كه در آن طرف رود اردن است يعني آن كوه زيبا و لِوانُون را ببينم».

سير تكامل نماز از حضرت ابراهيم تا ظهور حضرت موسي به طور بسيار خلاصه شروع مي‏شود و در زمان حضرت موسي با نزول تورات نمازهاي خاصي به آنها اضافه مي‏گردد و پس از دوران انبياء به طور كلي بنا به مقتضي وضع اجتماعي و سياسي و اتفاقات تاريخي ادعيه بوجود آمده و تصنيف مي‏گردد و به مجموعه دعاهاي قبلي اضافه مي‏گردد و در دوران بازگشت پراكندگي اول توسط «عِزرا» و يارانش در حدود دو هزار و چهارصد سال قبل شكل كامل به خود مي‏گيرد و به صورت مدون در مي‏آيد و سپس در تمام دوران استقرار معبد مقدس دوم به شكل ثابت مي‏ماند و در زمان تدوين تلمود يروشلمي حدود 1800 سال قبل ختم مي‏گردد.

به طور خلاصه انبياء بعد از حضرت موسي مانند يهوشوع پيغمبر، حنا زن القانا، شموئل نبي، حضرت داود، حضرت سليمان، حزقياهو پادشاه و يا حضرت يونس، ارميا نبي، حبقوق نبي، دانيال نبي، مردخاي و استر و عزرا و (دانشمندان تلمود) هركدام در عصر خود بر نماز و ادعيه‏هاي موجود دعاهايي افزودند. نمونه‏هايي از اين دعاها بدين مضمون مي‏باشند:

در پايان لحش (دعاي نوزده بركتي) اين درخواست را مي‏خوانيم:

«اي خداي من زبان مرا از بدگويي، و لبانم را از تكلم به نيرنگ باز دار، در برابر اشخاصي كه مرا نفرين مي‏كنند، زبانم ساكت و خاموش بماند، و روانم در برابر همگان همچون خاك باشد. قلبم را براي پذيرفتن تورات بگشا، جانم فرمان‏هاي تو را پيروي و تبعيت و اگر كساني عليه من بد بينديشند و به زيان من قصد كنند، تو به فوريت مشورت آنها را برهم زن و فكرشان را باطل كن. سخنان دهان من مورد رضاي تو قرار گيرند و تفكر دلم به حضور تو مقبول افتد، اي خدايي كه آفريدگار و نجات‏دهنده من هستي». (براخوت 17 الف)

يكي از دانشمندان يهود، در پايان دعا فوق، اين دعا را افزوده است:

«اي خداوند من، خداي اجداد من ميل و رضاي تو بر اين تعلق گيرد، كه در دل هيچ انساني كينه و دشمني عليه ما وراد نشود. و كينه و عداوتي عليه هيچ انساني بر دل ما نگذرد. حسادتي نسبت به ما در دل هيچ‏كس رسوخ نكند، و نسبت به هيچ‏كس نيز حسد به دل ما راه نيابد. در سراسر روزهاي عمر تحصيل تورات و اجراي فرايض تو مشغله ما باشد، و سخنان ما به حضور تو التماس و تضرع محسوب مي‏گردد، قلب‏هاي ما را متحد كن تا از نام تو بترسيم. از آن چه كه منفور درگاه تو است ما را دور بدار، و به آن چه مورد رضاي تو است ما را نزديك ساز، و به خاطر نام مبارك خودت با ما احسان كن. (تلمود يروشلمي براخوت 7 دال)

 

چند گفتار از دانشمندان درباره نماز و اهميت آن:

1- دعا و نماز از قرباني‏ بزرگ‏تر و مهم‏تر است.

2- دعا و نماز از اعمال نيك با اهميت‏تر است.

3- كسي كه دعا و نماز مي‏خواند، بايد قلب خود را متوجه (خداي) آسمان سازد.

4- كسي كه دعا و نماز مي‏خواند بايد چشمانش را پايين انداخته و قلبش را متوجه بالا سازد.

5- كسي كه فكرش آسوده نيست (تمركز حواس ندارد) نماز نخواند. (تلمود؛ عرووين 65 الف)

6- هر كس كه براي همنوع خود دعا مي‏كند و جهت او طلب رحمت مي‏نمايد، در حالي كه خود نيز به آن مورد نياز دارد نخست به خود او جواب داده مي‏شود و خود او اول نجات مي‏يابد.

7- هر كس فرامين الهي را با ايمان كامل بر خود قبول نمايد و آن را انجام دهد شايسته آن خواهد بود كه الهام الهي بر او قرار گيرد. (مخيلتا صفحه 33 ب )

8- بهترين راه تزكيه روح، نماز است، چون وسيله مطمئني جهت تزكيه است.

9- نماز مايه آرامش است.

10- نماز مايه نزديك شدن انسان به سعادت است.

11- نماز انسان را از فحشا و منكرات باز مي‏دارد.

12- نماز سپاسگزاري از معبود است چون تشكر از نعمت ‏دهنده واجب است، چنانچه اگر كسي كاري را براي ما انجام داد و از او تشكر نكنيم در حق او جفا كرده‏ايم.

13- از ويژگي‏هاي نماز جلوگيري از غفلت است.

14- نماز انسان را به پاكي‏ها و پاكسازي هم ظاهر و هم باطن هدايت مي‏كند.

15- نماز ضد اضطراب و پريشاني است.

16- نماز سدي است در مقابل گناهكاري‏ها و ايجاد روح تقوا و پرهيزگاري.

17- نماز وسيله پاك شدن و ثابت كننده خلوص و پيراستگي از تكبر و غرور است.

18- نماز وسيله زدودن پرده ‏هاي غفلت و سستي، پرورش فضائل اخلاقي گسترش‏دهنده زمينه عدالت و رعايت حقوق اجتماعي، ايجاد روح، نظم و پاكيزگي در ظاهر و باطن انسان است.

19- نماز درست است كه به وسيله فرد انجام مي‏پذيرد، اما با نماز، ساخته شدن عضوي از جامعه شكل مي‏‎گيرد و اين رابطه بين نماز و اجتماع است.

20- وقتي انسان متذكر خدا بود خدا را مراقب خويش ديد قهراً از انجام گناه و منكرات شرم و حيا مي‎‏كند.

21- شادابي روح انسان: نماز در ساخت روح انسان، همان نقشي را ايفا مي‏كند كه نرمش و ورزش در ساخت جسم انسان ايفا مي‏نمايد.

22- نماز روح انسان‏ها را به مبداء هستي‏بخش مرتبط و متصل مي‏كند و با اين ارتباط، روح و جان آدمي را زنده، بانشاط و آرام مي‏سازد و او را براي انجام ساير تكاليف و وظائف فردي و اجتماعي آماده مي‏كند.

23- خواندن نماز علاوه بر آن كه انجام يك دستور و يك واجب الهي است، خود مانع از انجام زشتي‏ها، خلاف‏ها و گناهان ديگر است.

24- يكي از فلسفه‎‏ هاي عبادت، اظهار خضوع و تسليم در مقابل امر پروردگار و ايجاد روح عبوديت و بندگي در انسان است.

25- و بالاخره نماز داراي آثار و فلسفه‏هاي متعددي است از جمله اين خواص: نماز، تقدير و سپاس‏گزاري از خدا است، موجب آرامش انسان است، موجب ياد خداست، زمينه پرهيز از گناه را در انسان فراهم مي‏كند، تأكيدي بر نظافت و سلامتي است، داراي آثار وحدت‏بخش اجتماعي است و موجب انضباط و وقت‏شناسي است.

 

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 13:40 | 
ثبت نام در سیستم پرداخت به ازاء کلیک تبلیغات گستر
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar