تبليغاتX
روح نماز-قرآن وعترت-اهل بیت
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
تأثير نماز بر ثبات شخصيت
|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در شنبه دوم شهریور 1387 و ساعت 14:58 | 
نماز در قرآن و احادیث )1(
 علم و نماز :
لکِنِ الرّاسِخُونَ فِی العِلمِ مِنهُم وَ المُومِنُونَ یُومِنُونَ بِما اُنزِلَ اِلَیکَ وَ ما اُنزِلَ مِن قَبلِکَ وَ المُقیمینَ الص
ولی دسته ای از آنها که راسخ در علم اند ، و آنها که ایمان دارند به تمام آنچه بر تو نازل شده و آنچه که پیش از تو نازل گردیده ، ایمان می آورند و آنها که نماز را بر پا می دارند و آنان که زکات می دهند و آنها که به خدا و روز قیامت ایمان آورده اند ، به زودی به همه آنان پاداش عظیمی خواهیم داد.

 منبع :  ( سوره نساء ، آیه 162 )

مهندسي خانه ونماز
واجعلوا بيوتكم قبله واقيموا الصلوه،
خانه هايتان را مقابل يكديگر قرا دهيد ونماز بر پا داريد.

  منبع :   سوره يونس،آيه 87

نماز پيوند با خدا و پيوند با خلق
واقيمواالصلواه واتواالزكوه و ما تقدموا لانفسكم من خير تجدوه عند الله ان الله بما تعلمون بصير
نماز را به پا داريد و زكات را اداكنيد (با اين دو وسيله روح و جسم اجتماع خود را نيرومند سازيد و بدانيد ) هر كار خيري براي خود (در سراي آخرت) از پيش مي فرستيد آن را نزد خدا خواهيد يافت خداوند به اعمال شما آگاه است
  منبع :  سوره بقره ،آيه 110

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 12:23 | 
فوايد و آثار نماز(2)

Tefila

كسي كه دعا و نماز مي‏خواند بايد چشمانش را پائين افكنده و قلبش را متوجه بالا سازد و بايد نزد خود چنين مجسم كند كه خداوند مقابل او است چنان كه در كتاب مزامير داود (تهيليم) فصل 16 آيه 8 مي‏فرمايد: «خداوند را هميشه پيش روي خود مي‏دانم». در تلمود؛ براخوت، 28 ب آمده است: «هنگامي كه شما دعا و نماز مي‏خوانيد بدانيد كه در حضور چه كسي ايستاده‏ايد». دانشمندان يهود دعا و نماز را چيزي بزرگ‏تر و والاتر از درخواستي براي رفع احتياجات مادي مي‏دانند. در عين حال كه تقاضاهاي زندگي جسماني را از ياد نبرده‏اند ايشان دعا و نماز را به عنوان واسطه‏اي براي ارتباط با خدا و گسترش پا‏ك‏‎ترين و عالي‏ترين احساسات و انگيزه‏هاي طبيعي به كار مي‏برند. در نظر ايشان، عبادت و خواندن دعا و نماز ورزشي است روحاني براي افزودن قدرت روان، بدين نيت كه روح فرمانده زندگي و ارباب و سرور جسم شود.

«نيچه» مي‏نويسد انسان همچنان كه به آب و اكسيژن نيازمند است به خدا نيز محتاج است. روح نيمش عقل است و نيم ديگرش احساس، ما بايد هم زيبايي دانش را دوست بداريم و زيبايي خدا را.

«الكسيس كارل» مي‏گويد: آثار نيايش و رسم پرستش و دعا كردن در جامعه وقتي رو به ضعف و فراموش شدن مي‏گذارد مقدمات انحطاط و عدم مقاومت ملت و جامعه را فراهم مي‏كند. بنابراين جامعه با از دست دادن عمل پرستش و نيايش مزاج خود را براي رشد ميكرب انحطاط ، متلاشي شدن، تجزيه و ضعف اجتماع آماده مي‏كند او مي‎‏گويد روم باشكوه و متمدن قديم را، دوري مردمش و متروك ماندن سنت ديرين بشري در پرستيدن، رو به ضعف و ذلت برد.

محققين روانشناسي از روي آمارهاي ممالك مختلف به اين نتيجه مسلم رسيده‏اند كه تعداد نسبي انتحار و قتل و طلاق و اعمالي كه در هيجان‏هاي ياس و غضب انجام مي‏شود در اقوام معتقد و مومن خيلي كمتر از محيط‏هاي بي‏ دين و لاقيد است.

لغت نماز و دعا در زبان عبري تفيلا گفته مي‏شود و از ريشه (پيلِل) به معني مجادله گرفته شده است چنان كه در تهيليم (زبور داود) فصل 106 آيه 30 آمده است: «پينحاس (نوه حضرت هارون) ايستاد و داوري نمود نماز و دعا كرد و مرگ و مير قطع گرديد». در تلمود؛ سنهدرين 82 اين جمله را چنين تفسير كرده‏اند: پينحاس مثل اين كه با خدا مجادله كرد و درباره وبائي كه قوم را كشتار مي‏كرد از خداوند توضيح خواست بنابراين هيتْپَلِل يعني تقديم اظهارنامه درباره مطلبي به پيشگاه قاضي عالم در عاليترين دادگاه و در سِفر پيدايش حضرت ابراهيم را مي‏بينيم كه درباره افراد سِدُوم با خداوند به صورت مجادله و مانند يك وكيل مدافع با قاضي كل عالم بحث مي‏كند و نمونه جالب ديگر دعا حضرت موسي است كه مانند وكيل مدافع شجاعي از قوم اسرائيل دفاع مي‏كند و در سفر خروج فصل 32 آيه‏هاي 11 و12 و 13 چنين آمده: «موسي، به درگاه خداوند خداي خود التماس نموده، گفت: خداوندا چرا خشمت بر قومت افروخته شده است اين قومي كه با قدرت عظيم و با نيروي قوي از مصر بيرون آوردي چرا مصريان بگويند از روي سوءنيت آنها را از مصر بيرون آورد تا اين كه آنها را در بيابان بكشد ... .

در طرف مقابل دعاي ساير انبياء به صورت مجادله با خداوند نيست، بلكه درخواست آنها به صورت التماس و تضرع است يعني به درگاه خداوند بخشنده و مهربان روي آورده و طلب رحمت و بخشايش مي‏نمايند. اين نوع نماز را به نام (تفيلت ويدوي) يعني اعتراف و اقرار به گناه خوانده مي‏شود. در بيشتر قرباني‏هايي كه (در دوران معبد مقدس) تقديم مي‏شد صاحب قرباني دست‏هاي خود را روي سر حيوان مي‏گذاشت و مطالبي اداء مي‏كرد و سپس مبادرت به قرباني مي‏نمود و حال كه اجراي مراسم قرباني امكان‏پذير نيست اين مطالب جزء دعا و نمازهاي روزانه گرديده است.

دانشمندان يهود عقيده دارند كه اجداد مقدس ما حضرت ابراهيم و اسحق و يعقوب بنيان‏گذاران زمان نمازهاي روزانه بوده‏اند. حضرت ابراهيم نماز صبحگاه را بنيان گذاشت. «پيدايش فصل 22 آيه 3: ابراهيم بامدادان سحرخيزي كرد .....» و حضرت اسحق نماز نيم‏ روز را «پيدايش فصل 24 آيه 63: قبل از غروب اسحق براي راز و نياز كردن (با خدا) به صحرا رفت..... ». حضرت يعقوب نماز شامگاه را. پيدايش فصل 28 آيه 11: در آن محل (محل كوه موريا كه حضرت اسحق براي قرباني به آنجا برده شد) نماز خواند و نظر به اين كه آفتاب غروب كرد آنجا منزل نمود...».

بني‏اسرائيل در مصر نيز نماز مي‏گذاشتند و دعا مي‏خواندند چنان كه در سفر خروج فصل 2 آيه 23 اين طور آمده: يعني «پس از مدت مديد (كه فرزندان ييسرائل از گل‏كاري و خشت‏زني رنج مي‏بردند) واقع شد كه پادشاه مصر درگذشت. فرزندان ييسرائل از آن بندگي ناليدند و از عذاب فرياد ‏زدند. فرياد شكايت آنها از بندگي به درگاه خداوند رسيد».

در كتاب دانيال فصل 3 آيه 11 مندرج است: حضرت دانيال روزانه سه مرتبه پنجره خانه خود را رو به بيت‏المقدس (اورشليم) باز مي‏كرد و به زانو مي‏افتاد و با سجده به درگاه خداوند نماز مي‏گذاشت. اين نماز با تسبيح و مدح شروع مي‏شد و با شكرگذاري خاتمه مي‏يافت.

از نماز و دعاهاي حضرت موسي در تورات زياد بازگو شده است از جمله در كتاب تثنيه فصل 3 آيه 24 و 25 آمده است: «يعني خداوندا تو شروع كردي كه بزرگواري و قدرت زيادت را به بنده‏ات نشان دهي چون كه كدام نيروئي در آسمان و زمين وجود دارد كه كارها و دلاوري‏هاي تو را انجام دهد. تمني اين كه (اجازه دهي از رود اردن) عبور نمايم و آن سرزمين خوبي را كه در آن طرف رود اردن است يعني آن كوه زيبا و لِوانُون را ببينم».

سير تكامل نماز از حضرت ابراهيم تا ظهور حضرت موسي به طور بسيار خلاصه شروع مي‏شود و در زمان حضرت موسي با نزول تورات نمازهاي خاصي به آنها اضافه مي‏گردد و پس از دوران انبياء به طور كلي بنا به مقتضي وضع اجتماعي و سياسي و اتفاقات تاريخي ادعيه بوجود آمده و تصنيف مي‏گردد و به مجموعه دعاهاي قبلي اضافه مي‏گردد و در دوران بازگشت پراكندگي اول توسط «عِزرا» و يارانش در حدود دو هزار و چهارصد سال قبل شكل كامل به خود مي‏گيرد و به صورت مدون در مي‏آيد و سپس در تمام دوران استقرار معبد مقدس دوم به شكل ثابت مي‏ماند و در زمان تدوين تلمود يروشلمي حدود 1800 سال قبل ختم مي‏گردد.

به طور خلاصه انبياء بعد از حضرت موسي مانند يهوشوع پيغمبر، حنا زن القانا، شموئل نبي، حضرت داود، حضرت سليمان، حزقياهو پادشاه و يا حضرت يونس، ارميا نبي، حبقوق نبي، دانيال نبي، مردخاي و استر و عزرا و (دانشمندان تلمود) هركدام در عصر خود بر نماز و ادعيه‏هاي موجود دعاهايي افزودند. نمونه‏هايي از اين دعاها بدين مضمون مي‏باشند:

در پايان لحش (دعاي نوزده بركتي) اين درخواست را مي‏خوانيم:

«اي خداي من زبان مرا از بدگويي، و لبانم را از تكلم به نيرنگ باز دار، در برابر اشخاصي كه مرا نفرين مي‏كنند، زبانم ساكت و خاموش بماند، و روانم در برابر همگان همچون خاك باشد. قلبم را براي پذيرفتن تورات بگشا، جانم فرمان‏هاي تو را پيروي و تبعيت و اگر كساني عليه من بد بينديشند و به زيان من قصد كنند، تو به فوريت مشورت آنها را برهم زن و فكرشان را باطل كن. سخنان دهان من مورد رضاي تو قرار گيرند و تفكر دلم به حضور تو مقبول افتد، اي خدايي كه آفريدگار و نجات‏دهنده من هستي». (براخوت 17 الف)

يكي از دانشمندان يهود، در پايان دعا فوق، اين دعا را افزوده است:

«اي خداوند من، خداي اجداد من ميل و رضاي تو بر اين تعلق گيرد، كه در دل هيچ انساني كينه و دشمني عليه ما وراد نشود. و كينه و عداوتي عليه هيچ انساني بر دل ما نگذرد. حسادتي نسبت به ما در دل هيچ‏كس رسوخ نكند، و نسبت به هيچ‏كس نيز حسد به دل ما راه نيابد. در سراسر روزهاي عمر تحصيل تورات و اجراي فرايض تو مشغله ما باشد، و سخنان ما به حضور تو التماس و تضرع محسوب مي‏گردد، قلب‏هاي ما را متحد كن تا از نام تو بترسيم. از آن چه كه منفور درگاه تو است ما را دور بدار، و به آن چه مورد رضاي تو است ما را نزديك ساز، و به خاطر نام مبارك خودت با ما احسان كن. (تلمود يروشلمي براخوت 7 دال)

 

چند گفتار از دانشمندان درباره نماز و اهميت آن:

1- دعا و نماز از قرباني‏ بزرگ‏تر و مهم‏تر است.

2- دعا و نماز از اعمال نيك با اهميت‏تر است.

3- كسي كه دعا و نماز مي‏خواند، بايد قلب خود را متوجه (خداي) آسمان سازد.

4- كسي كه دعا و نماز مي‏خواند بايد چشمانش را پايين انداخته و قلبش را متوجه بالا سازد.

5- كسي كه فكرش آسوده نيست (تمركز حواس ندارد) نماز نخواند. (تلمود؛ عرووين 65 الف)

6- هر كس كه براي همنوع خود دعا مي‏كند و جهت او طلب رحمت مي‏نمايد، در حالي كه خود نيز به آن مورد نياز دارد نخست به خود او جواب داده مي‏شود و خود او اول نجات مي‏يابد.

7- هر كس فرامين الهي را با ايمان كامل بر خود قبول نمايد و آن را انجام دهد شايسته آن خواهد بود كه الهام الهي بر او قرار گيرد. (مخيلتا صفحه 33 ب )

8- بهترين راه تزكيه روح، نماز است، چون وسيله مطمئني جهت تزكيه است.

9- نماز مايه آرامش است.

10- نماز مايه نزديك شدن انسان به سعادت است.

11- نماز انسان را از فحشا و منكرات باز مي‏دارد.

12- نماز سپاسگزاري از معبود است چون تشكر از نعمت ‏دهنده واجب است، چنانچه اگر كسي كاري را براي ما انجام داد و از او تشكر نكنيم در حق او جفا كرده‏ايم.

13- از ويژگي‏هاي نماز جلوگيري از غفلت است.

14- نماز انسان را به پاكي‏ها و پاكسازي هم ظاهر و هم باطن هدايت مي‏كند.

15- نماز ضد اضطراب و پريشاني است.

16- نماز سدي است در مقابل گناهكاري‏ها و ايجاد روح تقوا و پرهيزگاري.

17- نماز وسيله پاك شدن و ثابت كننده خلوص و پيراستگي از تكبر و غرور است.

18- نماز وسيله زدودن پرده ‏هاي غفلت و سستي، پرورش فضائل اخلاقي گسترش‏دهنده زمينه عدالت و رعايت حقوق اجتماعي، ايجاد روح، نظم و پاكيزگي در ظاهر و باطن انسان است.

19- نماز درست است كه به وسيله فرد انجام مي‏پذيرد، اما با نماز، ساخته شدن عضوي از جامعه شكل مي‏‎گيرد و اين رابطه بين نماز و اجتماع است.

20- وقتي انسان متذكر خدا بود خدا را مراقب خويش ديد قهراً از انجام گناه و منكرات شرم و حيا مي‎‏كند.

21- شادابي روح انسان: نماز در ساخت روح انسان، همان نقشي را ايفا مي‏كند كه نرمش و ورزش در ساخت جسم انسان ايفا مي‏نمايد.

22- نماز روح انسان‏ها را به مبداء هستي‏بخش مرتبط و متصل مي‏كند و با اين ارتباط، روح و جان آدمي را زنده، بانشاط و آرام مي‏سازد و او را براي انجام ساير تكاليف و وظائف فردي و اجتماعي آماده مي‏كند.

23- خواندن نماز علاوه بر آن كه انجام يك دستور و يك واجب الهي است، خود مانع از انجام زشتي‏ها، خلاف‏ها و گناهان ديگر است.

24- يكي از فلسفه‎‏ هاي عبادت، اظهار خضوع و تسليم در مقابل امر پروردگار و ايجاد روح عبوديت و بندگي در انسان است.

25- و بالاخره نماز داراي آثار و فلسفه‏هاي متعددي است از جمله اين خواص: نماز، تقدير و سپاس‏گزاري از خدا است، موجب آرامش انسان است، موجب ياد خداست، زمينه پرهيز از گناه را در انسان فراهم مي‏كند، تأكيدي بر نظافت و سلامتي است، داراي آثار وحدت‏بخش اجتماعي است و موجب انضباط و وقت‏شناسي است.

 

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 13:40 | 
فوايد و آثار نماز(1)

تورات مقدس متن مدوني براي تفيلا (نماز) معرفي نكرده، ليكن هر فردي چه مرد و چه زن يعني همه افراد يهود را موظف به خواندن نماز كرده است. در سفر تثنيه فصل 11 آيه 13 چنين ذكر شده است: «خداوند خداي خود را دوست بداريد و او را با تمامي دل و با تمامي جان خود عبادت كنيد». دانشمندان يهود درباره اين موضوع تفسير كرده ‏اند كه اين كدام پرستش است كه به قلب مربوط مي‏ باشد؟ جواب داده‏ اند كه همان نماز است.

تفيلا وسيله ارتباطي است بين انسان و خدا كه در اين رابطه انسان خود را بي‏نهايت كوچك دانسته در مقابل نيرويي بي‏نهايت بزرگ، به مدح و ستايش مي‏پردازد. در قسمت ديگري از تفيلا انسان خواست‏هاي خود را با خدا مطرح مي‏كند. دعا كردن تكليف كردن بر خدا نيست بلكه برعكس تكليف كردن بر خود ماست يعني مي‏توان اين طور بيان كرد كه انسان هنگام دعا كردن با در نظر گرفتن عنصر مشترك با خدا يعني عنصر اراده و اختيار كه او را از ساير موجودات جدا مي‏كند خواستار آن است كه با داشتن چنين عنصري خود را از مقام بي‏نهايت كوچك به مقامي بي‏نهايت بزرگ برساند و با كسب چنين قدرتي قادر به رفع نيازها و برآورد خواست‏ها باشد. قسمت ديگر تفيلاي ما مربوط به شكرگذاري از خداوند است و اين بزرگترين نشانه آگاهي انسان است و عبارت است از آگاه بودن انسان به ارزش‏هاي خويش و آگاهي او نسبت به همه نعمت‏ها و موهبت‏هايي كه دارد.

Tefilaحخاميم(دانشمندان يهود) شكرگذاري را وظيفه هر انساني در تمام موارد زندگي مي‏دانند. چنان چه وقتي غذايي را مي‏خوريم اين كار را انجام مي‏دهيم و يا در موارد ديگري مانند بوييدن شكوفه‏اي شكر مي‏گوييم كه چنين بصيرتي در حواس و فكر انسان وجود دارد تا پي به چنين مخلوقاتي ببريم. اصولا فلسفه مدح و شكرگزاري انسان را از فلسفه نيهيليزم و پوچي‏گري بيرون آورده و او را متوجه جهان خارج و طبيعت مي‏سازد.

نزديكي انسان به خدا (كه توسط تفيلا انجام مي‏گيرد) نتيجه پيشرفت‏هاي عقلاني و تزكيه نفس خود اوست، كه او را مسئول آن قرار مي‏دهد تا شايستگي خود را نسبت به اين موهبت الهي ثابت نمايد. اگر به انسان اين افتخار داده شده است كه پرتويي از انوار الهي در روح او به امانت گذاشته شود، اين وظيفه نيز برعهده او نهاده شده است كه زندگي خود را به نحوي بگذراند كه مورد تاييد آفريدگار قرار گيرد.

ايمان به عالي‏ترين وجه، هنگام دعا كردن و نماز خواندن جلوه‏گر مي‏شود. زيرا آن كس كه به خدا علاقه و صميمانه ايمان دارد، به حضور پروردگار دعا مي‏كند و حاجات خود را از او مي‏خواهد. دعا كردن و نماز خواندن تنها براي رفع حاجات نيست، دعا و نماز در حقيقت عبارت است از رابطه‏اي صميمانه بين آفريدگار و آفريده، كه انسان به وسيله آن از اعماق قلب با خالق خويش سخن مي‏گويد. از اين رو دعا و نماز هم به درگاه خداوند مقبول و خوش‏آيند است و هم به انسان كمك مي‎كند تا غم از دل بزدايد و بار روح را سبك‏تر سازد حتي گفته شده است: خداوند مشتاق شنيدن دعا و نماز عادلان و نيكوكاران است براي چه دعا و نماز نيكوكاران به پارو (كلمه «عِتِر» به معني پارو مي‏باشد و همان حروف عِِتِر ريشه فعل دعا كردن و نماز خواندن را دارد) تشبيه شده است؟ چون همان‏طور كه پارو محصول را زيرو رو كرده و آن را از جايي به جاي ديگر منتقل مي‏‎سازد، به همان ترتيب دعا و نماز عادلان و نــيكوكاران خـشم و غـضب خـداوند را بـه رحمت مبدل مي‏كند (تلمود: يواموت 64 الف) نماز حقيقي چيزي بيش از حركت و تلفظ لبان است و بايستي از اعماق قلب برخيزد. نماز انسان به حضور خداوند مورد قبول واقع نمي‏شود مگر اين كه وي قلب و جان خود را كف دست بگذارد چنان كه در مراثي ارميا فصل 3 آيه 41 آمده: «قلب خود را همراه با دست‏هايمان به سوي خدايي كه در آسمان‏ها است برافرازيم». يعني آن كه ما نبايد تنها دست‏هايمان را هنگام دعا و نماز به سوي خداوند بلند كنيم بلكه بايد قلب خود را نيز متوجه خالق جهان سازيم.

 

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در شنبه بیست و پنجم آذر 1385 و ساعت 13:23 | 
سئوالات متنوع با موضوع نماز

احكام  نماز(استفتاعات مقام معظم رهبری)

۱. آيا نماز با ذكر شهادت به ولايت اميرالمومنين على عليه‏السلام در تشهد، باطل مى‏شود؟

نماز و از جمله تشهد را همان طور كه مراجع عظام شيعه (كثرالله امثالهم) در رساله‏هاى عمليّه بيان نموده‏اند بخوانيد و چيزى بر آن اضافه نكنيد هرچند كه كلام حق و صحيحى باشد.

۲. گاهى هنگام خواندن نماز واجب متوجه كودكى مى‏شويم كه در حال انجام كار خطرناكى است، آيا جايز است بعضى از كلمات سوره حمد يا سوره ديگر يا بعضى از ذكرها را بلند بخوانيم تا كودك يا كسانى كه در خانه هستند، متوجه شوند و خطر رفع گردد؟ اگر هنگام قيام نماز دست يا ابرو را براى فهماندن چيزى به كسى و يا در جواب سؤال او تكان دهيم، آن نماز چه حكمى دارد؟
اگر بلند كردن صدا هنگام قرائت آيات يا ذكرهاى نماز براى آگاه كردن ديگران، موجب خروج از هيئت نماز نشود، اشكال ندارد. مشروط به اين كه قرائت و ذكر به نيت قرائت و ذكر باشد، و حركت دادن دست يا چشم و ابرو اگر مختصر و به نحوى باشد كه با استقرار و آرامش و يا هيئت نماز منافات نداشته باشد، موجب بطلان نماز نمى‏گردد.
۳. آيا اگر كسى هنگام نماز به خاطر يادآورىِ حرف خنده‏دار يا پيدايش حالت خنده‏آورى بخندد، نمازش باطل مى‏شود يا خير؟
اگر خنده با صدا (يعنى قهقهه) باشد، نماز باطل است.
۴. آيا ماليدن دستها به صورت بعد از قنوت در حال نماز، موجب بطلان آن مى‏گردد، و در صورتى كه نماز را باطل كند، آيا معصيت و گناه محسوب مى‏شود؟
كراهت دارد ولى نماز را باطل نمى‏كند.
۵.آيا بستن چشمها در نماز به اين دليل كه باز بودن آنها فكر انسان را از نماز باز مى‏دارد، جايز است؟
بستن چشم‏ها در نماز مانع شرعى ندارد، گر چه مكروه مى‏باشد.
۶. آيا ادامه قهر و دشمنى بين دو نفر، تا مدت سه روز موجب بطلان نماز و روزه آنها مى‏گردد؟
وقوع دشمنى و قهر بين دو نفر، نماز و روزه را باطل نمى‏كند، گرچه اين عمل شرعا مذموم است.

نمازمیزان عشق روزانه به پروردگار

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385 و ساعت 0:8 | 
شب شهادت لایقترین فرد در محراب نماز بر همه شیعیان تسلیت باد
سلامی به گرمای نماز علی در محراب

امشب شب احیاست .احیای دل و جان خودرانیزاز امشب شروع کنیم امیدوارم بتوانیم وسعی کنیم دراین شبهاپاک شویم..موقع احیا نمازهای شب احیا یادتون نره ...۲ رکعت نماز که در هر رکعت بعد از  حمد ۷بار توحید خوانده شود و بعد از پایان نماز سر جای خود نشسته و ۷۰ بار استغفار بکنید.

 

 

التماس دعا.

 

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در شنبه بیست و دوم مهر 1385 و ساعت 20:56 | 
قرآن و رمضان وروزه 1

 نماز و روزتون قبول

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 و ساعت 15:24 | 
نمازهاى مستحبى

نمازهاى مستحبى

 

***نمازهاى مستحبى زياد است و آنها را نافله گويند. و بين نمازهاى مستحبى، به خواندن نافله‏هاى شبانه روز بيشتر سفارش شده، و آنها در غير روز جمعه سى و چهار ركعتند، كه هشت ركعت آن نافله ظهر و هشت ركعت نافله عصر و چهار ركعت نافله مغرب و دو ركعت نافله عشا و يازده ركعت نافله شب و دو ركعت نافله صبح مى‏باشد. و چون دو ركعت نافله عشا را بنابر احتياط واجب بايد نشسته خواند،يك ركعت‏حساب مى‏شود. ولى در روز جمعه بر شانزده ركعت نافله ظهر و عصر، چهار ركعت اضافه مى‏شود.

 ***از يازده ركعت نافله شب، هشت ركعت آن بايد به نيت نافله شب، و دو ركعت آن به نيت نماز شفع، و يك ركعت آن به نيت نماز وتر خوانده شود. و دستور كامل نافله شب در كتابهاى دعا گفته شده است.

*** نمازهاى نافله را مى‏شود نشسته خواند ولى بهتر است دو ركعت نماز نافله نشسته را يك ركعت‏حساب كند. مثلا كسى كه مى‏خواهد نافله ظهر را كه هشت ركعت است نشسته بخواند، بهتر است‏شانزده ركعت بخواند. و اگر مى‏خواهد نماز وتر را نشسته بخواند، دو نماز يك ركعتى نشسته بخواند.

*** نافله ظهر و عصر را در سفر نبايد خواند. ولى نافله عشا را به نيت اينكه شايد مطلوب باشد، مى‏تواند بجا آورد.

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در پنجشنبه نهم شهریور 1385 و ساعت 20:1 | 
مقاله شماره (2):نماز و قرآن

نماز و قرآن
در مواردى قرآن و نماز در كنار هم آمده‏اند، مانند:
«يَتلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ اَقامُوا الصَّلوةَ» (61)

قرآن تلاوت مى‏كنند و نماز به پاى مى‏دارند.
و يا در جاى ديگر مى‏فرمايد: «يُمَسِّكوُنَ بِالْكِتابِ وَ اَقامُوا الصّلوة» (62)
به قرآن تمسّك مى‏جويند و نماز به پاى مى‏دارند.گاهى براى نماز و قرآن، يك صفت آورده شده، چنانكه كلمه ذِكر هم به قرآن گفته شده است: «اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنا الذِّكر» (63) ما ذكر را نازل كرديم. و هم فلسفه نماز شمرده شده است: «اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى‏» (64) نماز را بخاطر ياد من به پاى دار.جالب آنكه گاهى بجاى كلمه نماز كلمه قرآن آمده است، مانند آيه «اِنَّ قُرآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً» (65) كه گفته‏اند مراد از قرآن الفجر، نماز صبح است.بگذريم كه خواندن قرآن بصورتِ حمد و سوره، يكى از واجباتِ نماز است و بحث نماز در اكثر سوره‏هاى قرآن، هم در بزرگ‏ترين سوره (بقره) و هم در كوچك‏ترين سوره‏ها (كوثر) آمده است.

 

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 19:24 | 
مقاله شماره (1):فضيلت نماز
فضيلت نماز

1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : نماز، نور است.
2 ـ نماز، نور مؤمن است، نماز نورى از خداوند است.
3 ـ نماز انسان، نورى در دل اوست. پس هر كس مى خواهد، دلش را نورانى كند.
4 ـ نماز، دليل روشن و آشكارى است.
5 ـ نماز پشت سر نماز بدون كار بيهوده در ميانشان، در علّيين نوشته شود.
6 ـ آگاه باشيد كه نماز، خوراك مهمانى خداوند در زمين است كه براى شايستگان رحمتش در هر روز پنج مرتبه، آماده و گوارايش مى سازد.
7 ـ هر چيز را زينتى است و زينت اسلام، نمازهاى پنجگانه است و هر چيز پايه اى دارد و پايه مؤمن، نماز است و براى هر چيز، چراغى است و چراغ دل مؤمن ، نمازهاى پنجگانه است.
8 ـ خداوند جلّ جلاله چيزى برتر از توحيد و نماز را واجب نمى كند و اگر چيزى برتر بود، آن را بر فرشتگانش واجب مى كرد كه برخى در ركوع و برخى ديگر در سجودند.
9 ـ نماز، از دستورات دين و در آن، خشنودى پروردگار جلّ جلاله نهفته و راه روشن پيامبران است.
10 ـ دينى كه ركوع و سجود در آن نباشد، هيچ خيرى ندارد.
۱1 ـ خداوند متعال فرموده است: نماز را بين خود و بنده ام دو نيمه كرده ام و آنچه بخواهد به او مى دهم.
پس هنگامى كه بنده مى گويد: الحمد لله ربّ العالمين خداوند متعال مى گويد: بنده ام مرا ستود. و هنگامى كه گفت: الرحمن الرحيم خداوند متعال مى گويد: بنده ام مرا ستايش كرد و هنگامى كه گفت: مالك يوم الدين مى گويد: بنده ام مرا بزرگ داشت (يك بار فرمود: بنده ام [ امرش را ] به من واگذارد) و هنگامى كه گفت: ايّاك نعبدوايّاك نستعين مى گويد: اين ميان من وبنده ام مى باشدوآنچه خواست به اومى دهم.پس هنگامى كه :اهدنا الصراط المستقيم مى گويد: اين براى بنده ام مى باشدوآنچه خواست به اومى دهم[1].
فائده:
صاحب كتاب بزرگ جواهر الكلام فى شرح شرائع الاسلام پس از نقل روايتهايى در فضيلت نماز مى گويد: اين فضيلت، اختصاص به نمازهاى پنجگانه واجب ندارد، گرچه برخى خبرها مخصوص به آن هاست. بلكه گفته مى شود منظور هر روايتى كه واژه صلاة دارد آن ها هستند؛ چون معروف و رايج بوده و جز آن ها نماز ديگرى را از بنده نمى خواهند؛ امّا دقّت در آنچه از پيشوايان رسيده كه برخى صراحت هم دارند حكم مى كند در اين فضيلت، ميان واجب و مستحب فرقى نگذاريم و هر دو را بهترين كار بدانيم .

---------------------------------------------------------۱) درنقل تفسيرتبيان چنين آمده است:«بنده ام مرابزرگ داشت.سپس فرمود:اين براى من بقيه براى ا ست».

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 و ساعت 19:7 | 
(آدم به اینها حسادت میکنه)البته این حسادت شیرینه نه؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

بدون شرح

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 و ساعت 10:47 | 
نماز
نماز

 

 

این روزها حس می کنم تا آدم خودش را زیر و رو نکند، همه چیزش را و البته با تامل و دیدن،دیدن هایی فراتر از دیدن های روزمره اش نمی تواند به آن هستی متعالی اش دست یابد.چرا که پرده ها و حجاب هایی که بر ما و هستیمان حایل شده اند، آنقدر زیادند که همچنان باید در تلاش باشیم برای بر انداختنشان.

مدتهاست که نماز بدجور مرا در گیر کرده و به خود مشغول ..اینکه در خود کشش و تمایلی برای ایستادن به نماز و رکوع و سجود و ذکر و همه ی آن آداب نمی بینم ..هر چند وقت یکبار به خودم می گویم وقتش است باید برخیزی اما بعد که یک نوبت نماز می خوانم می فهمم که نه ! نه! هنوز وقتش نرسیده ..در نمازم خم ابروی تو با یاد نمی آید....محراب به فریاد نمی آید...که دیگر مدتهاست که سنتها مرا سیراب نمی کند و باید ها و نباید ها را رها کرده ام....

 

اگر نه روی دل اندر برابرت دارم

من این نماز حساب نماز نشمارم

مرا غرض از نماز آن بود که پنهانی

حدیث درد فراق تو، با تو بگذارم

وگر نه، این چه نمازی بود که من، بی تو

 نشسته روی به محراب و دل به بازارم؟

از این نماز ریایی چنان خجل شده ام

که در برابر رویت نظر نمی آرم.

 

و اینکه می گویند: نماز دائم برای آن نیست که همه روز قیام و رکوع و سجود کنی. غرض آن است که می باید آن حالتی که در نماز ظاهر می شود، پیوسته با تو باشد، اگر در خواب باشی و اگر بیدار باشی و اگر بنویسی و اگر بخوانی، در جمیع احوال خالی نباشی از یاد حق ....و من البته در نماز خالیم از یاد تو و این بزرگترین حجاب است، چراکه شمس خوب در مقالاتش زیبا و عمیق می گوید: اگر نماز ناکردن حجاب تو نیست؟ پس نماز کردن چرا حجاب توست؟ پس دیدی آنجا ضعف هست! چون کردن حجاب هست؟!

آه ....که اگر این چاهار جمله کوتاه تو از زبان شمس نمی جهید و امروز  بر من متجلی نمی شد ، من هیچ وقت مفهوم عشق را نمی فهمیدم ..هیچ وقت ..هیچ وقت .....اگر چه هنوز هم نفهمیده ام که باید در عمل آید ، دیدن و شنیدن کجا و ....

 و من در حجاب کردن، که همان نماز ناکردن است در افتاده ام..درگیرم برای بر انداختنش ...برانداختن حجابی که ضعفی است، که نمی دانم ریشه اش را در کجا بجویم ..و کی این حجاب بر خواهد افتاد..اگر چه خوب می دانم که یادت و حضورت در وجود من روزهایی از 5 نوبت هم فراتر می رود اما اگر این حجاب 5 نوبتی را هم براندازم آن زمان می توانم ادعا کنم که از طلبم فراتر رفته ام و به راستی عاشقت شده ام ...مگر در عشق دعوی مفهومی دارد؟! آخر عاشق را چه به منیت، چه به فردیت و "تو" و" من" گفتن ؟!!!..

ومن هنوز یک عصیانگرم..به قصه آغاز آدم که نگاه می کنم، می بینم از شیطان هم همین طغیان بر خواست، همین منیت ..همین خود خواهی ..همین سرپیچی و او را وادار به تسلیمی نکرد که خود می پنداشت سزاوارش نیست.

ومن می توانم، خوب ببینم خودم را، که در برابرت ایستاده ام و می گویم:

نه نمی توانم نماز بخوانم... اصلا دلم را راضی نمی کند.... اصلا مگر نماز چه فایده دارد...اصلا مگر همیشه تو با من نیستی ..........اصلا چرا هر کسی یک مذهب دارد ......اصلا چرا هر کسی یک جور نماز می خواند.....اصلا مگر این نوشته من الان نماز نیست..اصلا مگر من هر روز نماز نمی خوانم: اگر می خوانم برای توست ،اگر می بینم برای توست،اگر سکوت می کنم برای توست .اگر می شنوم برای توست...اصلا نماز چیست..اصلا نکند می خواهی تو هم مثل همه عشقت را امتحان کنی؟ ولی تو اینکار را نمی کنی! هیچ وقت! آخر تو نیازی به امتحان عشق نداشته من نداری......اصلا چرا حرفی نمی زنی؟! سکوتت دارم دیوانه ام می کند .......اصلا....اصلا......اصلا..... و هزاران اصلا و فلسفه بافی دیگر....

البته این را خوب می دانم که پای استدلالیان چوبین بود .....اما چگونه می توان رها از این پای لنگ چوبینم با بالهای عشق به سویت به پرواز درآیم؟؟!!!!..شاید روزی که آنقدر بیخود شوم که همه تو شوم و تو باشی و دیگر هیچ..واما من هنوز هستم...می بینی ایستاده ام و در برابرت قد علم کرده ام.. ..ایستاده ام و با تو یکی به دو می کنم...اما نه!....صبر کن ببینم!!!!..... تو که اصلا با من یکی به دو نمی کنی ....ساکتی ....آرامی....آرام ....آرام....آرام....پس من با کی یکی به دو می کنم؟!!!....نکند من با خودم یکی به دومی کنم؟؟؟؟!!!!!...وای! وای! مگر من چند تا خود دارم...می بینی ؟!....هیچ نمی گویم دیگر...

 

و تو هی سکوت می کنی ..سکوتی عمیق.... و من عین آن گیج های سرگردان در می مانم در مفهوم سکوتت...ایکاش کار مرا هم، چون شیطان یکسره می کردی... تا بفهمم" یک من ماست چند من کره دارد"!.........(اما نه، حرفم را پس می گیرم، نه، نمی خواهم بی تو باشم، ،نه! نه! نه!..........).

 

و تو آنقدر عاشقی....

وتو آنقدر وسیعی.... که در حجم کوچک من نمی گنجی...

و من در سکوت زیبا،عمیق و غمگینت به دنبال ................................................

..................

آه چقدر عاشقی تو.....

و من چقدر برای عشق بی منتهایت کوچک..

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 21:6 | 
خدا بی تو نمیشه

بی تو نمیشه خدا

بااينكه چندي است مسلماني راازيادبرده ام

اما از تو چه پنهان !

ديشب قرآن قديمي راازروي طاقچه بارها برداشتم

بي بهانه بوسيدم و دوباره سر جايش گذاشتم

دلم شور چيزي را نميزد

ثانيه ها را با دانه هاي تسبيح رج مي كردم

حتي وضو هم گرفتم !

رو به قبله كه نه ، رو به جايي كه يقين دارم خدا آنجا هم بود ركعتي نماز خواندم

يادم نيست!شايدهم كمي دعاكردم!ساده بودم،تو نبودي""باران بودرحمتت بود""

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 20:10 | 
خدایا شکرت

خدایا

 من درکلبه فقیرانه خود

چیزی دارم که تو در

عرش کبریایی خودنداری

من چون تویی دارم که

 تو  خود نداری

 

پس شکرت

 

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 19:17 | 
نماز سرچشمه خوبیها
با سلام

امیدوارم که

 بتوانم رسالتم رادرموردبزرگترین نعمت خداوندیعنی "نماز"انجام دهم پس یاریم کنید

|+| نوشته شده توسط روح اله قلي پور در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385 و ساعت 18:59 | 
ثبت نام در سیستم پرداخت به ازاء کلیک تبلیغات گستر
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar